close
ویزای ایران
حوادث شیمیایی آقای شرلوک هلمز(قسمت دوم)

Home
نرمالیته
نرمالیته

درباره سایت ضمن عرض سلام و خوش آمد گویی به شما بازدیدكنندگان عزیز، این سایت متعلق به هیچ سازمانی نمیباشد و هدف از تشکیل این سایت گردآوری اطلاعات پایه و مورد نیاز برای دانشجویان رشته شیمی کاربردی می باشد . میل های سایت برای برقراری ارتباط omid.alaedin@hotmail.com منتظر نظرات و انتقاد های شما هستیم . .

تماس با ما

ارسال پیامک

تبلیغات

موضوعات

شیمی شیمی آلی شیمی تجزیه شیمی فیزیک شیمی معدنی شیمی صنعتی شیمی عمومی شیمی نانو شیمی پلیمر تجزیه دستگاهی زبان تخصصی شیمی آموزش شیمی خواص مواد غذایی شیمی رنگ شیمی نفت خوردگی شیمی دارویی فیتو شیمی شیمی آلی فلزی اصول تصفیه آب و پسابهای صنعتی شیمی آب الکتروشیمی عناصر جدول تناوبی شیمی هسته ای کارگاه شیشه گری مواد معدنی دانلود نرم افزار شیمی دانلود کتاب شیمی دانلود مقالات شیمی جزوات شیمی و پیام نور اطلاعات فنی و حفاظت ایمنی مواد کنکور و المپیاد امتحان نهایی عکس های شیمی اخبار علمی اخبار شیمی مقالات ترجمه شده توسط نرمالیته بیوگرافی شیمیدانها گرایش های رشته شیمی بیماری ها پرسش و پاسخ متفرقه مجله تصویری فلش بک آزمایشگاه گزارشکار های آزمایشگاه شیمی عمومی وسایل آزمایشگاهی گزارشکار های آزمایشگاه شیمی آلی گزارشکار های آزمایشگاه شیمی معدنی گزارشکار های آزمایشگاه شیمی فیزیک گزارشکار های آزمایشگاه شیمی تجزیه گزارشکار های آزمایشگاه فیزیک گزارشکار های آزمایشگاه تجزیه دستگاهی مواد شیمایی آلی هیدرو کربنهای ساده هیدروکربنهای نیتروژن دار هیدرو کربنهای اکسیژن دار کلیپ های شیمی کلیپ های آموزشی آزمایش های جالب شیمی

آمار سایت

کل مطالب : 800
کل نظرات : 971
تعداد اعضا : 10636

آمار بازدید
بازدید امروز : 3,112
باردید دیروز : 5,739
ورودی امروز گوگل : 860
ورودی دیروز گوگل : 1914
بازدید هفته : 8,851
بازدید ماه : 33,929 نفر
بازدید سال : 1,580,040
بازدید کل : 5,424,024
..... افراد آنلاین .....


دوستان ما

    اف تمز اف تمز اف تمز اف تمز اف تمز اف تمز اف تمز اف تمز اف تمز اف تمز اف تمز اف تمز اف تمز اف تمز اف تمز

ویژه ها



آخرین ارسال های انجمن

آخرین ارسال های انجمن

حوادث شیمیایی آقای شرلوک هلمز(قسمت دوم)

.....من و خانم هودسن آرام نشسته و با حباب های کوچکی که از داخل بالن به طرف بالا حرکت می کرد هیپنوتیزم شده بودیم.

ناگهان هلمز برگشت و با انگلتان سفید و بلندش به من اشاره کرد و فریاد زد:" مجرم تو هستی واتسن، تو!" خانم هودسن درحالی که از وحشت نفس نفس می زد به آقای هلمز با فریاد گفت:" احترام شب کریسمس را داشته باش، مگر هوش و عقلت را از دست داده ای؟"

چشمان هلمز فقط کمی باز بود و پیشانیش چروک خورده بود و اشاره اش مرتب به من بود. برخلاف خانم هودسن من یکه نخوردم، بلکه برعکس از این که اینچنین به موضوع مرتبط شده بودم، خنده بر من غلبه کرده بود. هلمز در اطراف اتاق می گشت و بی هدف و به سختی جیغ می زد. لیکن همان طور که فکر می کردم بعد از چند لحظه آرام گرفت و خجالت زده نزد ما آمدو بعد از چند دقیقه دیگر تبسم کنان رفتارش مثل همان دوست مؤدب قبلی گردید.

سپس گفت:" واتسن، موقعی که متوجه شدم که ماده مذکور منفجره و سمی نیست ، معما نظریه دیگری را می طلبید. آیا علت انتقام جویی بود؟ اگر این است چگونه؟ اگر این نیست، پس منظور از ارسال این پودر چیست؟ تشخیص آن قطعی و خوشبختانه موردی ساده در تجزیه کیفی ترکیبات آلی است."

بعد ادامه داد:" این ماده به روشنی اسید بنزوئیک است و تو به خوبی این را می دانستی واتسن ولی چهره عادی تو ، دخالت تو را واقعاً از نظرم پنهان نمود." با تبسم گفتم :" خوب هلمز، با این نطق طولانی شانس متوقف نمودنت را به سختی پیدا کردم." در جواب گفت:" تو مرا وادار کردی واتسن." بعد درحالی که سرش را تکان می داد و چشمانش برق می زد، ادامه داد:" تو در این بازی پیروز شدی ، در این مورد حرف بزن!"

" خوب هلمز باید اعتراف کنم وقایع آنطور که انتظار داشتم ادامه پیدا نکرد. من پیش بینی می کردم که زودتر از این از سعی و کوشش دست برداری و من بتوانم واقعیت را زودتر اعلام نمایم. با توجه به این موضوع متأسفم که اصرار تو بیش از انتظارات من بود. من قصد نداشتم تعطیلات کریسمس تو را روی تجزیه و تحلیل این ماده شیمیایی تلف کنم." هلمز گفت:" تلف نمودن وقت؟! نه دوست عزیز من، پروش و به کارگیری مغز و فکر یک نفر، تلف نمودن وقت نیست. حالا که با آرامش به آن فکر می کنم، می بینم که این موضوع هدیه را برایم لذت بخش تر نموده است. چه طریق بهتری از تعقیب نمودن حقیقت با استنباط و روش علمی وجود دارد؟ این یک کریسمس بسیار شادی بخش و مشعوف کننده بود و فردا را نیز باید با روش جدید دیگری برای جلا دادن ویولون شروع نمایم."

سؤال کردم :" راستی آن حباب ها چه بودند؟" هلمز سرش را به جلو و عقب حرکتی داد و گفت:" ایجاد حباب های دی اکسید کربن، البته یک آزمایش تشخیص برای اسید کربوکسیلیک است. از ترکیب اسیدهای کربوکسیلیک مثل اسید بنزوئیک با بی کربنات سدیم، گاز دی اکسید کربن آزاد می گردد. اولین تست لیتموس من نشان داد که با یک اسید سروکار دارم و همچنین حلالیت زیاد آن در آب و محلول بودن آن در محلول قلیایی مرا به این نتیجه رسانید. زیرا تعداد معدودی از ترکیبات آلی دارای این خاصیت می باشند. ولی من بایستی قبل از این که تو را به ارتکاب جرم متهم نمایم مطمئن می شدم. شما اصرار داشتید که این یک هدیه است و فقط فروشنده آن به طور قطع از آن اطلاع دارد و همین موضوع باعث شد که درنهایت به شما مظنون گردم."

"خوب در مورد باز نمودن پنجره و آن همه تأنی و وقت گذرانی، با چه پروژه ای درگیر بودی و تفکر می کردی؟"

هلمز جواب داد:" مطابقت و تنایب دوست من."

" چی؟"

ادامه داد :" ببین واتسن، ما دو قانون ساده داریم که یکی به وسیله جان پروست فرانسوی و دیگری به وسیله جان دالتن انگلیسی تهیه شده است. پروست قانون نسبت های قطعی و دالتون قانون نسبت های چندتایی را برای ما وضع کرده اند. اولین قانون بیان می دارد که در جسم مرکب عناصر تشکیل دهنده از لحاظ وزن با یکدیگر متناسب هستند. دومین قانون بیان می کند که نسبت این اوزان قابل برگرداندن به نسبت اوزان اتمی آن ها می باشد."

" متأسفم هنوزز متوجه نشده ام."

هلمز ادامه داد:" به یک حالت مشخص توجه کن، فرض می کنیم کربن 12 برابر هیدروژن وزن داشته باشد، پس به سادگی استنباط می شود که 68/8تقسیم بر 12، مساوی 5/73 و 4/9تقسیم بر یک، همان 4/9 خواهد بود. حالا 5/73 تقسیم بر 4/9 مساوی 1/17 می گردد. بنابراین قانون به ما می گوید که در جسم مرکب به ازای هر 7 کربن ، 6 عدد هیدروژن وجود دارد."

" هلمز، موضوع زمان طولانی چی؟" او ادامه داد:" در حالی که به تیرگی شب خیره شده بودم، متوجه چندین احتمال گردیدم و برایم روشن شد که ٪26/3 باقیمانده وزن جسم می تواند اکسیژن باشد، چون وزن اکسیژن 16 برابر وزن هیدروژن است، پس 26/3 تقسیم بر 16 مساوی 1/64 و 4/9 تقسیم بر 1/64 مساوی 3 خواهد شد."

" بنابراین بایستی سه هیدروژن برای هر یک از اکسیژن ها وجود داشته باشد."

هلمز جواب داد:" دقیقا درست است و اسید بنزوئیک ترکیبی است با 7 کربن، 6 هیدروژن و 2 اکسیژن. حقیقتا این یک مطلب ابتدایی است."

خانم هودسن که به سختی از حالت ابهام بیرون آمده بود به آقای هلمز اظهار داشت:" ولی اگر دکتر واتسن این هدیه را برای شما فرستاده است، به خاطر خدا چرا با این همه معما و رمز؟ چرا موقع ارسال هدیه نامش را مشخص ننموده است؟" هلمز با خوشحالی پیپ خودش را با تنباکو پر کرد سپس گفت:" خانم هودسن اسید بنزوئیک می تواند به عنوان آستری برای جلا دادن ویولون مورد استفاده قرار گیرد و این حقیقتی است که بی شک دکتر واتسن آن را از یکی از معدود ویولون سازان ایتالیایی در لندن به دست آورده است. دکتر واتسن علیرغم حسادتی که در مورد توجه شدید من به ویولون داشته است، یک هدیه حقیقی به من داده است. واتسن در تو یک روح واقعی کریسمس وجود دارد."

"هلمز به من بیش از اندازه افتخار دادی که زبانم از بیان آن عاجز است."

"راستی دوست خوب من ، ببین فقط چند ثانیه به نیمه شب باقی مانده است، یک لحظه دیگر باقی است، کریسمس مبارک خانم هودسن! کریسمس مبارک واتسن!"

 منبع :

J. of Chemical Education, Vol.68, No.12, Dec 1991

heart

نظرات

می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

تگ ها